أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

126

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بار خدايا او بسيار از من پناه با تو دادى ، گويد : رها كنيد وى را ؛ ديگرى را بيارند چون بكنار دوزخ رسد گويد : بار خدايا گمان من به تو نه اين بود ؟ - گويد : گمان تو چه بود ؟ - گويد : آنكه بر من رحمت كنى ، حق تعالى گويد : رها كنيد وى را ، ديگرى را بيارند ؛ از آتش زفيرى و شهيقى بر آيد كه اهل عرصات همه از آن بترسند . [ سوره الملك ( 67 ) : آيات 12 تا 14 ] إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ ( 12 ) وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 13 ) أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ( 14 ) آنان كه از خداى خود بترسند در حالى كه خلوت بود ايشان را و از مردمان غايب باشند و كس ايشان را نبيند ايشان از ترس خداى تعالى ترك واجب نكنند و ارتكاب قبايح و معاصى نكنند ايشان را آمرزشى باشد از خداى تعالى و مزدى و ثوابى بزرگ و بزرگوار . اگر خواهيد گفتار خود پوشيده گردانيد و آهسته گوئيد و اگر خواهيد آشكارا كنيد و بلند گوئيد خداى را از آن تفاوتى و نقصانى نيست چنان كه آواز بلند شنود آواز پوشيده هم شنود و اين هر دو بنزديك وى يكسان است او آنچه در سينه‌هاست از ضماير و سراير شناسد و داند . مفسّران گفتند : مشركان پيغمبر را ناسزا گفتندى خداى تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از گفتار ايشان خبر دادى رسول ( ص ) با ايشان گفتى كه : چنين و چنين گفته‌ايد ، ايشان را گمان افتادى كه مگر سخن ايشان كسى شنيده است و با وى نقل كرده است چون سخن گفتندى گفتندى [ أسرّوا ] اين سخن آهسته گوئيد تا كسى نشنود ؛ خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر آهسته گوئيد و اگر بلند ؛ من شنوم و دانم . [ ألا يعلم ] هى آنكس كه شما را آفريد اقوال شما را نداند ؟ ! چون مخلوق را داند أحوال و اقوال مخلوق هم داند ، اوست آن خداى كه با لطف است و رفق ؛ عالم است و آگاه به آنچه ظاهرست و باطن . مسيّب گفت : مردى در شبى از شبها در ميان درختان ميرفت بادى سخت برآمد و از هر درختى برگ بسيار فرود آمد ، در خاطر او بگذشت كه آيا